عید نود و سه
X

 




[ موضوع : ]
تاريخ : 18 / 8 / 1395 | 12:52 | نویسنده : مامانی |

پروردگارا...

تنی سالم .... خواب های شیرین... روزهای قشنگ... نصیب 22 ماهه کوچکم کن...

عزیزم امسال دومین سالی هست که تو در کنارمون بودی و با حضور تو نوروز برای من و بابایی پرهیجان تر و خواستنی تر بود . عیدت مبارک پسرم . لحظه تحویل سال ساعت 20 و 29 دقیقه شب بود و همه خونه مامان جون ( مادر مامانی) دور سفره هفت سین جمع بودیم . این اولین باری بود که کنار هفت سین نشستی چون پارسال موقع تحویل سال کنار خونه خدا بودیم . امیدوارم که همیشه سلامت باشی . عیدت مبارک عزیزم

اینم تقویم 93 که خودم برات درست کردم و برای خودمون و  بابای بابا و مامان خودم دادیم

 

حرف زدنت خیلی تکمیل تر شده جملات دو کلمه ای میگی . افعال و ضمایر رو درست و بجا استفاده میکنی. مثلا اگر در مورد خودت بگی میگی خوردم نشستم پا شدم ... در مورد یکی دیگه میگی خورد رفت ..

خیلی برام جالبه که درک زبانت اینقدر پیشرفت کرده  گلم

به طالبی میگی تابولو . انقدر بامزه میگی مامان بیا تابولو بخور

در ادامه چند تا عکس از عید امسال برات میذارم


ادامه مطلب :

این خرگوش مال یه خانواده بود  که روز سیزده بدر نزدیک ما بودن و تو چشم ازش برنمیداشتی با یه ذوقی میگفتی خگوش و میخواستی بگیریش تو دستات گوشاشو میکشیدی خلاصه از دستت در امان نبود

قربونت برم با این موهای مجعد خوشگلت

وقتی به تقلید از من یک طره از موهایت را میگیری باز میکنی تا پایین بینیت میرسه بعد رهایش مکینی  فر میخوره میره بالا محبت ادم میخواد غش کنه برات

 

 

 

سبزه های عید

 

بر فراز برج میلاد

 




[ موضوع : 18 ماهگی تا دو سالگی ]
تاريخ : 21 / 2 / 1393 | 13:00 | نویسنده : مامانی |